خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم امروز چون قمری سر نالیدنی داردمگر آن سرو قد فردا به خود بالیدنی دارد
۲
چو من در این چمن جز غنچه دلتنگی نشد پیداکه در شب گر خورد خون صبحدم خندیدنی دارد
۳
ز حسن بی بقا ای گل مکن خون در دل بلبلکه دست انتقام باغبان گل چیدنی دارد
۴
رمیدن دید بس در زندگانی این دل وحشیبه مرگ ناگهانی میل آرامیدنی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲