خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آنکه سخت به من لافِ آشنایی زدبه روزِ سختیِ من دم ز بیوفایی زد
۲
به بینوایی خود شد دلم چو نی سوراخدمی که نی به نوا داد بینوایی زد
۳
دُکّانِ پستهٔ بیمغز بسته شد آن روزکه با دهانِ تو لبخند خودنمایی زد
۴
دریدهچشمیِ نرگس ببین که چشمِ ترابدید و باز سر از گل ز بیحیایی زد
صفحهٔ ۱ از ۳