شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دسته که سرگشته سودای جنونندپا تا به سر از دایره عقل برونند
۲
دانی که بود رهرو آزادی گیتیآنانکه در این بادیه آغشته بخونند
۳
در محفل ما صحبتی از شاه و گدا نیستدانی همگی عالی و عالی همه دونند
۴
با پنجه برآرند زبان از دهن شیرآنانکه ز سر پنجه تو زبونند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth