شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش عشق آب کارم بردهوس روی او قرارم برد
۲
روزگاری به بوی او بودمروی ننمود و روزگارم برد
۳
عشق تا در میان کشید مرااز بد و نیک برکنارم برد
۴
مست بودم که عشق کیسه شکافنیم‌شب نقد اختیارم برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth