خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک دم دل ما از غم، آسوده نخواهد شدوین عقده بآسانی، بگشوده نخواهد شد
۲
تا فقر و غنا با هم، در کشمکش و جنگنداولاد بنی آدم، آسوده نخواهد شد
۳
در وادی عشق از جان، تا نگذری ای سالکاین راه پر از آفت، پیموده نخواهد شد
۴
اندیشه کجا دارم، از تهمت ناپاکانچون دامن ما پاکست، آلوده نخواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲