شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلت به حال دل ما چرا نمی‌سوزدبسوزد آنکه دلش بهر ما نمی‌سوزد
۲
ز سوز اهل محبت کجا شود آگاهچو شمع آنکه ز سر تا به پا نمی‌سوزد
۳
در این محیط غم‌افزا گمان مدار که هستکسی که ز آتش جور و جفا نمی‌سوزد
۴
ز دود آه ستمدیدگان سوخته‌دلبه حیرتم که چرا این بنا نمی‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth