شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طوطی که چو من شُهره به شیرین‌سخنی بودبا قندِ تو لب‌بسته ز شکّرشکنی بود
۲
لعلِ تو که خاصیتِ یاقوتِ روان داشتدل‌خون‌کنِ مرجان و عقیقِ یمنی بود
۳
چون غنچه ز غم تنگدل و خون جگرم ساختآن گل که جگرگوشهٔ نازک‌بدنی بود
۴
در عشق اگر فقر و غنا نیست مؤثرپس قسمت فرهاد چرا کوهکنی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth