شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در چمن ای دل چو من غیر از گلِ یک‌رو مباشگر چو من یک‌رو شدی در بندِ رنگ و بو مباش
۲
تا نخوانندت بخوان هرجا مشو بی‌وعده سبزتا نبینی رنگِ زردی چون گلِ خودرو مباش
۳
گاهِ سرگردانی و هنگامِ سختی بهرِ فکرای سرِ شوریده غافل از سرِ زانو مباش
۴
نان ز راهِ دست‌رنجِ خویشتن آور به دستگر کشی منّت به جز منّت‌کشِ بازو مباش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth