خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل اندر عاشقی با طالعِ مسعود باشچون به چنگ آری ایازی عاقبت محمود باش
۲
پیش این مردم تَعَیُّن چون به موجودیت استگر رسد دستت، به هر قیمت بُوَد، موجود باش
۳
تا نوازی دوستان را جنّتِ شدّاد شوتا گدازی دشمنان را آتشِ نمرود باش
۴
پیشِ یکرنگان دورنگی چون نمیآید پسندیا چو یزدان پاک یا چون اهرمن مردود باش
صفحهٔ ۱ از ۲