خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس تنگ شد از سختی جان حوصله دلدل شِکوه ز جان میکند و جان گله دل
۲
دل شیفته سلسله مویی است کز افسونبا یک سر مو بسته دو صد سلسله دل
۳
از بادیه عشق حذر کن که در آن دشتدر هر قدمی گمشده صد قافله دل
۴
سر منزل دلدار کجا هست که وامانداز دست غمش پای پر از آبله دل
صفحهٔ ۱ از ۲