شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون باد تا در آن خم گیسو درآمدیمبا خون دل چو نافه آهو درآمدیم
۲
با پای خسته در ره بی انتهای عشقرفتیم آنقدر که بزانو درآمدیم
۳
دامان پاک ما اگر آلوده شد ز میاز آب توبه شکر که نیکو درآمدیم
۴
روی تو در برابر ما بود جلوه گرهر جا که رو نهاده و هر سو درآمدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth