شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کوی ناامیدی شمع‌آسا محفلی دارمز اشک و آه خود در آب و آتش منزلی دارم
۲
بلا و محنت و رنج و پریشانی و درد و غمهزاران خرمن از کشت محبت حاصلی دارم
۳
شد از دارالشفای مرگ، درمان درد مهجوریبرای درد خود زین پس علاج عاجلی دارم
۴
چو گل شد ز آب چشمم خاک کویت، از درم راندینگفتی من در آنجا حق یک آب و گلی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth