شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس از روزگار بخت و سخت و سست دلتنگمبه سختی متصل با روزگار و بخت در جنگم
۲
دو رنگی چون پسند آید به چشم مردم دنیابه‌غیر از خون دل خوردن چه سازم من که یکرنگم
۳
خوشم با این تهی دستی بلندی جویم از پستینه در سر شور دیهیم و نه در دل مهر اورنگم
۴
بگو با عارف و عامی سپردم جان به ناکامیگذشتم از نکو‌نامی کنون آمادهٔ ننگم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth