خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در میکده گر رند قدح نوش نبودیمهمچو خم می اینهمه در جوش نبودیم
۲
یک صبح نشد شام که در میکده عشقاز نشئه می بیخود و مدهوش نبودیم
۳
از جور خزانیم زبان بسته وگرنههنگام بهار این همه خاموش نبودیم
۴
یک ذره اگر مهر و وفا داشتی ای مهاز یاد تو اینگونه فراموش نبودیم
صفحهٔ ۱ از ۲