شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دم عیسی است که با باد سحر می‌گذردوآب خضر است که بر روی خضر می‌گذرد
۲
عمر اگرچه گذران است عجب می‌دارمبا چنان باد و چنین آب اگر می‌گذرد
۳
می‌ندانم که ز فردوس صبا بهر چه کارمی‌رسد حالی و چون مرغ به پر می‌گذرد
۴
یاسمین را که اگر هست بقایی نفسی استهر نفس جلوه‌گر از دست دگر می‌گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth