شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر خط عاشقی را روز الست دادمننهاده پا در این راه سر را ز دست دادم
۲
تو با کمان ابرو دل را نشانه کردیمن هم به دست و تیرت، جان ناز شست دادم
۳
عیبم مکن بسستی کز حربه درستیاین نادرستها را آخر شکست دادم
۴
تا چشم و ابرویت را پیوسته دادم الفتتیغ هزار دم را در دست مست دادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth