خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به باد روی گلی در چمن چو ناله کنمهزار خون به دل داغدار لاله کنم
۲
ز بس که خون به دلم کرده دست ساقی دهرمدام خون عوض باده در پیاله کنم
۳
به جد و جهد اگر عقدههای چین شد بازمن از چه رو به قضا کار خود حواله کنم
۴
شدم وکیل از آن رو که نقد فی المجلسبرای نفع خود این خانه را قباله کنم
صفحهٔ ۱ از ۲