خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۸۰ - در زندان قصر
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ریز بر خاک فنا ای خضر آب زندگیمن ندارم چون تو این اندازه تاب زندگی
۲
دفتر عمر مرا ای مرگ سرتاپا بشویپاک کن با دست خود ما را حساب زندگی
۳
خواب من خواب پریشان خورد من خون جگرخسته گشتم ای خدا از خورد و خواب زندگی
۴
بهر من این زندگانی غیر جان کندن نبودمرگ را هر روز دیدم در نقاب زندگی
صفحهٔ ۱ از ۲