شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزددر عشق تو هر ساعت دل شیفته‌تر خیزد
۲
لعلت که شکر دارد حقا که یقینم منگر در همه خوزستان زین شیوه شکر خیزد
۳
هرگه که چو چوگانی زلف تو به پای افتددل در خم زلف تو چون گوی به سر خیزد
۴
گفتی به بر سیمین زر از تو برانگیزمآخر ز چو من مفلس دانی که چه زر خیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth