شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزدز ذره ذره هزار آفتاب برخیزد
۲
جهان ز فتنهٔ بیدار رستخیز شودچو چشم نیم‌خمارش ز خواب برخیزد
۳
به مجلسی که زند خنده لعل میگونشخرد اگر بنشیند خراب برخیزد
۴
اگر به خنده در آید لبش ز هر سوییهزار نعره‌زن بی شراب برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth