شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذوق وصلت به هیچ جان نرسدشرح رویت به هر زبان نرسد
۲
سر زلفت به دست چون آرمدست موری به آسمان نرسد
۳
با سرِ زلفِ تو ، دو عالم راسر یک موی امتحان نرسد
۴
نرسد بوی زلف تو به دلمتا که کار دلم به جان نرسد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth