شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیستکان دیده را که روی تو دیده است خواب نیست
۲
غیر از بنای عشق کزین سیل محکم استنبود عمارتی که ز اشکم خراب نیست
۳
جان می‌رود ز تن مگر امروز در وداع‌کز بیم هجر او به دلم اضطراب نیست
۴
نقش خیال خویش به چشم پر آب بینگویند اگر ‌«ثبات به نقش بر آب نیست‌»
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth