خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیر ما وقت سحر بیدار شداز در مسجد بر خمار شد
۲
از میان حلقهٔ مردان دیندر میان حلقهٔ زنار شد
۳
کوزهٔ دردی به یک دم درکشیدنعرهای دربست و دردیخوار شد
۴
چون شراب عشق در وی کار کرداز بد و نیک جهان بیزار شد
صفحهٔ ۱ از ۶