خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چه شمعی است فروزنده رخ یار من استآن چه روشن نه از آن شمع شب تار من است
۲
آن چه ناز تو فزون میکند و رحم تو کماثر صبر کم و نالهٔ بسیار من است
۳
آن چه از کار کسان عقده گشاید لب توستآن چه آسان نشود هرگز از آن کار من است
۴
غمگسارم تویی و بی تو چنانم که کنوندشمن من به غم عشق تو غم خوار من است
صفحهٔ ۱ از ۲