خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا صحبت یار دلنواز استدل از همه عیش بی نیاز است
۲
هر گل که شکفته از مزارمچشمی است که بر ره تو باز است
۳
بیداری چشم ما چه داندچشم تو که مست خواب ناز است
۴
غم کشتم و یافتم که آخرنا سازی دهر چاره ساز است
صفحهٔ ۱ از ۳