خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که او بیخبر از روز سیاهش باشدگو سر زلف سیاه تو گواهش باشد
۲
رسم انصاف در اقلیم نکوئی نبودخاصه بیدادگری همچو تو شاهش باشد
۳
شب آن کز مه رخسار تو روشن چه عجببی نیازی اگر از پرتو ماهش باشد
۴
یک شکستم به پر از سنگ جفایش نرسدگر نه شوق شکن طرف کلاهش باشد
صفحهٔ ۱ از ۲