خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زروی لطف اگر یار در کنار نشیندعجب مدار که گل در کنار خار نشیند
۲
فلک نداد از آن رهگذر بباد غبارمکه آن غبار مبادش به رهگذر نشیند
۳
بدل زهر که غباری نشسته بود زدودممباد آن که ز من بر دلی غبار نشیند
۴
در انتظار وفاتم نشسته بر سر اجل، گوکه بیش ازین نپسندم در انتظار نشیند
صفحهٔ ۱ از ۲