شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر زین پیش بر دستم دلی بوداز او هر لحظه پایم در گلی بود
۲
فتد دیوانه از زنجیر و افتادبه زنجیر تو هر جا عاقلی بود
۳
ز ضعف پیری آسان کرد چشمماز او در کار دل هر مشکلی بود
۴
نیم آگه ز دل دانم قتیلیبه خون غلطان ز تیغ قاتلی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth