شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارداگر کند به فدای تو جای آن دارد
۲
کند تلافی بد عهدی گل آن مرغیکه هر دو روز به گلزاری آشیان دارد
۳
ندارد آرزوی آب زندگی در دلکسی که راه بر آن خاک آستان دارد
۴
گرفت جان عوض بوسه و نداد افغانکه هر معامله ی با بتان زیان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth