خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسددل ز دلبر کی شکیبد جان به جانان کی رسد
۲
یارب این دستی که دارد غیر بر دامان اوچون من از حرمان رویش بر گریبان کی رسد
۳
وقت مردن وعده ی وصلم دهد تا زین نویدمنتظر مانم که عمر من به پایان کی رسد
۴
گریم و از گریه میخواهم به دل آسودگیغافلم کز سیل آبادی به ویران کی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲