خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آن نئی که کسی از غمت هلاک شودبرون غم تواش از جان دردناک شود
۲
بنان خویش مکن رنجه بهر مکتوبیکه چون گشایمش از آب دیده پاک شود
۳
اگر تو را به من اول نظر فتد چه عجبنخست جرعه ی ساقی نصیب خاک شود
۴
به باغ از آن گل عارض دمید رایحه ییصبا چو خواست گریبان غنچه چاک شود
صفحهٔ ۱ از ۲