شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن روز که او را غم خونین کفنی بودهر گوشه کجا در ره او همچو منی بود
۲
تا مرغ دلم جای بکنج قفسی داشتگویا که نپنداشت بعالم چمنی بود
۳
گر دوش ز می تو به شکستم عجبی نیستپیمانه ی می در کف پیمان شکنی بود
۴
رفت از بر او هر کسی از تندی خویشجز دل که از آن طره بپایش رسنی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth