شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوزدل برده ای ز دست و کنی قصد جان هنوز
۲
از سنگ پاسبان دگر پیکر تو ریشسنگ جفا تو را به کف پاسبان هنوز
۳
دل در فغان ز دست ستم پیشه ای چو خودهر لحظه خلقی از ستمت در فغان هنوز
۴
آن دشمنی که با تو تواند نمی کندآگه نئی زحال و دل دوستان هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth