شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبشگو بیا و بنگر چون خضر اینک ز لبش
۲
هر که را از نگه این می کشد آن زنده کندچشم او کرده فزون رونق بازار لبش
۳
نبود در دلم اندیشه ای از روز وصالزان که تا روز قیامت نشود روز شبش
۴
ثانی نقش تو بر صفحه ی هستی نکشیدکلک قدرت که کشد این همه نقش عجبش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth