خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو پرده بر فتد از روی مهر آسایشسزد که مهر در افتد چو سایه در پایش
۲
چه گونه دست تواند بدامن تو رساندکسی که بر سر کویت نمیرسد پایش
۳
نماید ار بت عذرا عذار من عارضبرد ز خاطر وامق عذار عذرایش
۴
بود به چشم زلیخا چه جلوه یوسف راکند چو یوسف من جلوه روی زیبایش
صفحهٔ ۱ از ۲