شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکشهمین ترسد ز من آلوده گردد دامن پاکش
۲
نیابی هرگز آسایش گرت هر کشته‌ای خواهدکه از راه وفا یک بار آیی بر سر خاکش
۳
گهی از خار خار سینهٔ چاکم شود آگهکه از عشق گلی گردد گریبان همچو گل چاکش
۴
همین بس افتخار من که خونم ریزد از تیریوگرنه من نه آن صیدم که او بندد به فتراکش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth