خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر زآن که فغانی ز دل زار برآرمکام دل زار از تو دلآزار برآرم
۲
از آبلهٔ پا به ره وادی عشقتهر گام چه گلها که ز هر خار برآرم
۳
خواهم که دل از روزن روی تو ببیندگر تیر تو از سینهٔ افگار برآرم
۴
از حد نگذشته است جفا کاری گردونوقت است که یک آه شرر بار برآرم
صفحهٔ ۱ از ۲