خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توامکه بی نیاز زبال از پر خدنگ توام
۲
روی زمحفل من زود و دو دیر باز آییهم از شتاب تو غمگین هم از درنگ توام
۳
جهان به پیش نظر در غمت چنان تنگ استکه کار بر دل تنگ از دهان تنگ توام
۴
مباد ذوق اسیران چنگ عشق تو رااگر خیال رهایی بود ز چنگ توام
صفحهٔ ۱ از ۲