شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟گر چو او من هم دلی از سنگ در بر داشتم
۲
نیست غم گر داده ام جان ز آنکه با خود کرده امآن غمی کآن را زجان خویش خوش تر داشتم
۳
دیدم استغنای او اکنون به زخمی راضیمورنه من ز آن بی وفا امید دیگر داشتم
۴
نیست افسوسی گرم در راه عشقت رفت سرلیک صد افسوس از آن شوری که در سر داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth