شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه در باغ سر کوی تو ای گل خارمتا به کوی توام از باغ جنان بیزارم
۲
ای که گفتی به چه کاری نگذشته است هنوزدر غمت کار من از کار ولی در کارم
۳
هم علاج من بیمار تواند گرچهچشم بیمار تو کرده است چنین بیمارم
۴
شادمان هر شبی از کوچه ی او می آیمتا ندانند که نبود به حریمش بارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth