شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتمخویش را خرسند از این فکر باطل داشتم
۲
بی سبب در زیر تیغ ای جان ناقابل نبودهر قدر شرمندگی از روی قاتل داشتم
۳
مانده از سرو روانی پای من در گل چه باکگر چو قمری مهر سر و پای در گل داشتم
۴
تا ندانستم زبان را محرم اسرار دلکس نبود آگاه از رازی که در دل داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth