شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل گلزار گر از آب وگل آید بیرونگل مهر تو ز گلزار دل آید بیرون
۲
سر که امروز به تیغ تو نیفتد بر خاکبه که از خاک به فردا خجل آید بیرون
۳
لحظه ای فرصت دیدن ندهد قطره اشکبسکه از دیده به هم متصل آید بیرون
۴
ننگ از آمیزشت ای غیر گرش نیست چراچون به بزم تو رود منفعل آید بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth