خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کارم از عشق تو به جان آمددلم از درد در فغان آمد
۲
تا می عشق تو چشید دلماز بد و نیک بر کران آمد
۳
از سر نام و ننگ و روی و ریابا سر درد جاودان آمد
۴
سالها در رهت قدمها زدعمرها بر پیت دوان آمد
صفحهٔ ۱ از ۴