خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من دلداده ندارم به غم عشق دواچارهٔ درد من خسته بجو بهر خدا
۲
من سودازده در عشق تو سرگردانمهمچو زلف تو به گرد رخ تو بی سر و پا
۳
زآنکه آمد ز غم عشق تو جانم بر لبقصهٔ حال دل خویش بگفتم به صبا
۴
گفتمش از من دلخسته به دلدار بگوییک شبم از سر لطف از در کاشانه درآ
صفحهٔ ۱ از ۳