شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست نظر به سوی کس جز رخ دوست دیده راباد به گوش او رسان حال دل رمیده را
۲
از من دل‌رمیده گو ای بتِ دلستان منبارِ فراقِ تو شکست پشتِ دلِ خمیده را
۳
گفت به تَرکِ ما بگو ورنه سَرَت به سَر شودترک بگو که چون کنم؟ یار به جان گُزیده را
۴
گفت لبم گزیده‌ای من نگزم بجز شکربار دگر به ما نما آن شکر گزیده را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth