خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم آن ترک جفا جو نکند هیچ وفانکند با دل سرگشتهٔ ما غیر جفا
۲
چون همه کار جهان، بنده به کامش خواهداز چه رو مینکند کام دل خسته روا
۳
ما نهادیم سری در قدمت سرو روانراست گو از چه کِشی ای دل و دین سر تو ز ما
۴
بگذشتی و زدی آتش مهری به دلمآن نه بالاست که هست او به دل خسته بلا
صفحهٔ ۱ از ۳