خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشکست چشم مست تو جانا خمار مابربود زلف شَست تو از دل قرار ما
۲
از آه بی دلان که برآرند صبحدمآشفته گشت زلف تو چون روزگار ما
۳
دایم خیال قدّ تو در دیدهٔ منستزیرا که جای سرو بود در کنار ما
۴
از پا درآمدم ز غم روی آن صنمنگرفت دست دل شَبَکی آن نگار ما
صفحهٔ ۱ از ۲