خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در باغ، گل نماند و برفت از دیار ماخوش بود هفتهای دو سه، گل در کنار ما
۲
هرچند گل به حسن بسی لاف میزندکی دارد او طراوت روی نگار ما
۳
از ما مکش تو سر که بدان روی مهوشتآشفته گشت زلف تو چون روزگار ما
۴
بارست بر در تو سگان را ستمگرادر خلوت وصال حرامست بار ما
صفحهٔ ۱ از ۲