خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه و صد آه از جفای چرخ بی سامان مادل پر از دردست از او، او کی کند درمان ما
۲
ای نسیم صبحدم این بوی جان پرور بگواز کجا آوردهای در کلبهٔ احزان ما
۳
از جفای چرخ جانم از جهان بیزار بودبا تن آوردی به بوی نامهٔ او جان ما
۴
با نگار شوخ بد عهدم بگویی زینهاررحمتی کن رحمتی بر دیدهٔ گریان ما
صفحهٔ ۱ از ۳