شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
افتاده در دلم ز دو زلف تو تاب‌هازان هر شبم ز غصّه پریشانست خواب‌ها
۲
مهمان دیده است همه شب خیال توآرم برای بزم خیالت شراب‌ها
۳
خون دل از دو دیدهٔ مهجور می‌کنماندر پیاله وز جگر خود کباب‌ها
۴
گفتم نظر به حال من خسته‌دل فکناز روی لطف دوست شنیدم جواب‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth